كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
56
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
حكايت رسيدن خبر واقعهء اولجايتو سلطان به سلطان ابو سعيد بهادر خان سلطان اولجايتو را به واسطهء بهتان شيطانى اعراض نفسانى بر ضمير منير مستولى شده ملالتى عظيم روى نمود و به استصواب اطبا احتما و تقليل غذا فرموده مرض زايل شد و هنوز ضعف باقى بود كه مباشرت كرده به حمام رفت و بعد از استحمام غذاهاى غليظ چون غاز و كباب تناول نمود و معدهء ضعيف از هضم عاجز شده به هيضه و تخمه مؤدى گشت و ميان اطبا در تناول مسهلات و قوابض اختلاف شد و مولانا جلال الدين موصلى به معالجه مخصوص گشته در استعمال قوابض مبالغه نمود تا مواد واجب الدفع مستحكم شد و طبيعت كه به طول احتما و كثرت مجامعت ضعيف شده بود مغلوب و مقهور گشت و در سلخ رمضان 716 از بارگاه و ايوان به رياض رضوان انتقال فرمود و از خاكدان غرور به فرحسراى سرور ارتحال نمود « 1 » مصرع او نيز چنان رفت كه رفتند بسى « 2 » مدت عمر او سى و شش سال . حمد اللّه مستوفى مىگويد : رباعى از هفتصد و شانزده چو نه ماه گذشت * از گاه و كلاه سرورى شاه گذشت بگذشت و جهان بىوفا را بگذاشت * آگاه ز حال خويش ناگاه گذشت « 3 »
--> ( 1 ) . طبق مندرجات ذيل جامع التواريخ رشيدى ، اولجايتو پس از بازگشت از شكار دچار « مرضى صعب » گرديد و « اسهالى دموى » پيدا شد . در تاريخ « صاف نيز آمده كه پس از بيست روز كه در شكار ساغر مىزد و نخجير مىافكند » در عشر آخر شعبان بازگشت و پس از مراجعت به درد مفاصل و اسهال خونى مبتلا گرديد . ( 2 ) . حاشيهء نسخهء ف : روز شنبه احتراق زهره صبح عيد فطر * شاه شرق ( و ) غرب شد از مسند شاهى برى چون ز تخت ملك سوى تختهء تابوت شد * هفتصد و ده بود و شش از هجرت پيغمبرى دور چرخ چنبرى تاج از سر سلطان ربود * « اى مسلمانان فغان از جور چرخ چنبرى » ( 3 ) . تاريخ گزيده به تصحيح و اهتمام عبد الحسين نوائى ص 610